رایان رینولدز از پسرکی مضطرب در ونکوور به ستاره ددپول و همسر بلیک لایولی و صاحب امپراتوری تجاری با جین هوانوردی، مینت موبایل و ورکسام تبدیل شد.
رایان رینولدز: از پسرکی مضطرب در ونکوور تا امپراتوری تجاری «ددپول»
وقتی صحبت از رایان رینولدز میشود، تصویری که بلافاصله در ذهن نقش میبندد، مردی است با ماسک قرمز و شوخیهای بیپروا که دیوار چهارم را میشکند. اما پشت این نقاب شوخطبع، داستانی نهفته است که خودش به اندازه هر فیلمنامهای هیجانانگیز و پرپیچوخم است. داستان پسری خجالتی و مضطرب از ونکوور که نه تنها به یکی از محبوبترین ستارههای هالیوود تبدیل شد، بلکه با زیرکی تمام، هالیوود را به عنوان سکوی پرتابی برای ساختن یک امپراتوری تجاری چند میلیارد دلاری به کار گرفت.
کودکی در سایه ترس و کشف جادوی بازیگری
رایان رادنی رینولدز در ۲۳ اکتبر ۱۹۷۶ در ونکوور، کانادا، به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند از میان چهار پسر خانواده بود. پدرش، جیمز چستر رینولدز، که پیشتر بوکسور نیمهحرفهای بود، به عنوان عمدهفروش مواد غذایی کار میکرد و مادرش، تامی، فروشنده و دانشجو بود. رینولدز خودش اعتراف میکند که در کودکی «بچهای بسیار مضطرب» و «بهشدت حساس» بود: «من از همه چیز اطرافم آگاه بودم». اما او پناهگاهی یافت که در آن آسیبپذیریاش نه نقطهضعف، بلکه یک سرمایه بود: نمایشهای مدرسهای.
اولین جرقههای بازیگری او در سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی زده شد، زمانی که در سریال نوجوانانه کانادایی «هیلساید» (که در آمریکا با نام «پانزده» پخش شد) بازی کرد. این تجربه، آتشی را در وجودش روشن کرد که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر داد. با این حال، مسیر پیش رو هموار نبود. پس از اتمام دبیرستان در مدرسه «کیتسیلانو» ونکوور، جایی که حتی به عنوان رئیس کلاس انتخاب شده بود، برای مدتی مجبور شد در شیفت شب یک سوپرمارکت کار کند تا هزینههای زندگیاش را دربیاورد.
فراز و فرودهای هالیوود: از «ون وایلدر» تا «ددپول»
رینولدز در اواخر دهه ۱۹۹۰ به لسآنجلس نقل مکان کرد و اولین نقش مهم تلویزیونیاش را در کمدی موقعیت «دو پسر، یک دختر و یک پیتزافروشی» به دست آورد. اما نقطه عطف واقعی او در سال ۲۰۰۲ رقم خورد؛ زمانی که در کمدی «وان وایلدر» (National Lampoon's Van Wilder) نقش یک دانشجوی بیخیال و خوشگذران را بازی کرد. این فیلم اگرچه در گیشه عملکرد ضعیفی داشت، اما به مرور زمان به یک فیلم کالت تبدیل شد و چهره رینولدز را به عنوان یک کمدین توانا تثبیت کرد.
سالهای بعدی پر از فراز و نشیب بود. او در فیلمهای پرفروشی مانند «بلید: تثلیث» (۲۰۰۴)، «فقط دوستان» (۲۰۰۵) و «نامزدی» (۲۰۰۹) در کنار ساندرا بولاک ظاهر شد. اما در سال ۲۰۱۱، با بازی در نقش «چراغ سبز» (Green Lantern) در دنیای دیسی، ضربه سختی خورد. این فیلم با نقدهای تندی مواجه شد و در گیشه شکست خورد، تا جایی که خود رینولدز بعدها اعتراف کرد که این تجربه او را به فکر کنار گذاشتن بازیگری انداخت.
با این حال، همانطور که خودش گفته، گاهی شکستها بهترین معلم هستند. رینولدز که در سال ۲۰۰۹ نقشی کوچک اما بهیادماندنی را در «خاستگاه مردان ایکس: ولورین» به عنوان «ددپول» ایفا کرده بود، برای سالها با پافشاری بیامان تلاش کرد تا فیلم مستقل این شخصیت را بسازد. سرانجام در سال ۲۰۱۶، «ددپول» اکران شد و جهان را تکان داد. این فیلم نه تنها به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد، بلکه با فروش جهانی بیش از ۷۸۲ میلیون دلار، به پرفروشترین فیلم ردهبندی R تا آن زمان بدل گشت و برای رینولدز نامزدی گلدن گلوب را به ارمغان آورد.
موفقیت «ددپول» با دنبالههای «ددپول ۲» (۲۰۱۸) و «ددپول و ولورین» (۲۰۲۴) ادامه یافت. فیلم آخر با فروش خیرهکننده ۱.۳۳۸ میلیارد دلار، رکورد پرفروشترین فیلم رده R تاریخ سینما را شکست و جایگاه رینولدز را به عنوان یک ابرقهرمان و تهیهکننده قدرتمند در هالیوود تثبیت کرد.
نابغه تجاری: از جین هوانوردی تا باشگاه فوتبال ورکسام
شاید جالبترین فصل زندگی رینولدز جایی باشد که دوربینها خاموش میشوند. او که خود را «نه یک کارآفرین، بلکه یک داستانگو» میداند، با استفاده از همان مهارت روایتگری که در سینما آموخته، به یکی از موفقترین چهرههای تجاری هالیوود تبدیل شده است.
همه چیز در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، زمانی که او در «جین هوانوردی آمریکا» (Aviation American Gin) سرمایهگذاری کرد و به عنوان مدیر خلاق آن فعالیت خود را شروع کرد. او با کمپینهای تبلیغاتی خلاقانه و طنزآمیز، این برند کمتر شناختهشده را به یک نام آشنا تبدیل کرد. موفقیت آنقدر چشمگیر بود که در سال ۲۰۲۰، غول صنعت مشروبات الکلی، دیاگو، این برند را با قیمتی تا ۶۱۰ میلیون دلار خریداری کرد.
موفقیت بعدی او با «مینت موبایل» (Mint Mobile) رقم خورد. رینولدز در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۵٪ از سهام این شرکت مخابراتی ارزانقیمت را خرید و با تبلیغات بامزه و غیرمتعارف، آن را به شهرت رساند. در سال ۲۰۲۳، شرکت تی-موبایل، «مینت موبایل» را با معاملهای به ارزش ۱.۳۵ میلیارد دلار تصاحب کرد و سود سرشاری نصیب رینولدز شد.
اما شاید عجیبترین و محبوبترین سرمایهگذاری او، خرید باشگاه فوتبال «ورکسام ایافسی» در ولز باشد. رینولدز و دوستش راب مکالهنی در سال ۲۰۲۰ این باشگاه درجه پایین ولزی را خریدند و با ساخت مستند تحسینشده «به ورکسام خوش آمدید» (Welcome to Wrexham)، توجه جهانیان را به آن جلب کردند. این مستند در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ برنده جایزه امی شد و داستان صعود این تیم از لیگهای پایین به لیگهای بالاتر، به یکی از الهامبخشترین روایتهای ورزشی تبدیل شد.
رینولدز همچنین شرکت تولیدی و بازاریابی خود با نام «حداکثر تلاش» (Maximum Effort) را بنیان گذاشته است که به گفته مجله تایم، یک «ماشین محتوای ویروسی» است و ارزش شرکتهایی که او در آنها سهام دارد یا فروخته است، از ۱۴ میلیارد دلار فراتر میرود.
زندگی شخصی: عشقی که در دنیای ابرقهرمانان شکوفا شد
زندگی عاطفی رینولدز نیز خودش داستانی جذاب است. او پیش از ازدواج با بلیک لایولی، با آلانیس موریست، خواننده کانادایی، نامزد کرده بود، اما این رابطه در سال ۲۰۰۷ پایان یافت. او همچنین بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ با اسکارلت جوهانسون ازدواج کرده بود.
اما سرنوشت او در سال ۲۰۱۰ و در پشت صحنه فیلم «چراغ سبز» رقم خورد؛ جایی که با بلیک لایولی، ستاره سریال «دختر سخنگو»، آشنا شد. آنها یک سال بعد شروع به قرار گذاشتن کردند و در سپتامبر ۲۰۱۲ در یک مراسم خصوصی در کارولینای جنوبی ازدواج کردند. این دو که به یکی از محبوبترین زوجهای هالیوود تبدیل شدهاند، اکنون چهار فرزند دارند: جیمز (متولد ۲۰۱۴)، اینز (۲۰۱۶)، بتی (۲۰۱۹) و اولین (۲۰۲۳). این زوج اغلب با شوخیها و کلکلهای بامزه در شبکههای اجتماعی، توجه رسانهها و طرفدارانشان را جلب میکنند.
میراثی فراتر از هالیوود
رایان رینولدز امروز چهرهای است که کمتر کسی از او بدش میآید. او در سال ۲۰۱۰ به عنوان «جذابترین مرد زنده» مجله پیپل انتخاب شد و در سال ۲۰۱۷ ستارهای در پیادهروی مشاهیر هالیوود دریافت کرد. اما افتخارات او تنها به دنیای سرگرمی محدود نمیشود. او نشانهای افتخار «نشان بریتیش کلمبیا» و «نشان کانادا» را دریافت کرده و در سال ۲۰۲۵، شهر زادگاهش ونکوور، بالاترین نشان افتخاری خود یعنی «آزادی شهر» را به دلیل دستاوردهای بشردوستانه و فرهنگیاش به او اعطا کرد.
رینولدز که ثروت خالص او تا سال ۲۰۲۶ بین ۳۵۰ تا ۴۱۳ میلیون دلار تخمین زده میشود، از یک پسرک مضطرب ونکووری به یکی از باهوشترین و محبوبترین چهرههای سرگرمی و تجارت جهان تبدیل شده است. او ثابت کرده که میتوان هم در قاب سینما و هم در دنیای واقعی، یک قهرمان بود؛ قهرمانی که سلاحش نه شمشیر، بلکه خنده، خلاقیت و جسارت در ریسکپذیری است.
نظرات کاربران