بهرام افشاری
بهرام افشاری
بهرام افشاری

از همدان تا هالیوودِ ایران؛ روایت ناتمامِ پسری که قامت بلندش سرنوشتش را تغییر داد

زندگی و هنرِ بهرام افشاری؛ ستاره‌ای که از تئاتر خیابانی تا قله گیشه پرواز کرد

کودکی‌اش را میان بخش‌های بیمارستان گذراند. پدرش بیمار بود و مادر رفته بود. آن روزها هیچ‌کس فکر نمی‌کرد پسرک همدانی که با قد دو متری‌اش میان هم‌سالان غول‌واره به نظر می‌رسید، روزی محبوب‌ترین چهره کمدی ایران شود؛ و حالا، سال‌ها بعد، همان پسرک در آستانه بزرگ‌ترین چرخش بازیگری‌اش ایستاده است.

شروعی که با «نه» همراه بود

بهرام افشاری، متولد ۶ خرداد ۱۳۶۶ در همدان، بازیگری را از صحنه‌های کوچک تئاتر شهرش آغاز کرد. سال ۱۳۸۸، وقتی ۲۲ ساله بود، همدان را به مقصد تهران ترک کرد؛ تصمیمی که خودش آن را «بزرگ‌ترین ریسک زندگی‌اش» می‌نامد. در پایتخت، شاگرد حمید سمندریان شد و ۳۰ نمایش حرفه‌ای را روی صحنه برد. اما راه هموار نبود.

قد بلندش، که حالا یکی از برگ‌های برنده‌اش است، سال‌ها به‌عنوان یک «مشکل» تلقی می‌شد. کارگردانان معروفی چون منوچهر هادی در ابتدا چندان به او خوشبین نبودند. اعتمادبه‌نفس افشاری در آن سال‌ها لگدمال شده بود.

بهتاش، نقطه عطف

همه چیز با یک تماس تلفنی تغییر کرد. احمد مهران‌فر به دنبالش فرستاد. در دفتر سیروس مقدم، محسن تنابنده فقط یک سوال پرسید: «قدت چقدره؟» چند ماه بعد، بهرام افشاری با لباس محلی مازندرانی و آن مدل موی عجیب تاج‌خروسی، بهتاش فریبا شد؛ پسری که آرام‌آربام از نقش مهمان در «پایتخت ۲» به عضو جدایی‌ناپذیر خانواده معمولی تبدیل شد.

تندیس حافظ بهترین بازیگر کمدی، اولین جایزه مهمش بود. اما افشاری هیچ‌گاه خود را در قالب کمدی محبوس نکرد.

چهره‌ای با هزار قاب

او بازیگری است که می‌تواند هم «اسدالله» معتاد پایتخت ۲ باشد، هم «هرمز» مأمور انتظامات روستا در «علی‌البدل»، هم «منوچهر شانه‌به‌سر» نگهبان عاشق‌پیشه در «شرایط خاص». در «فسیل» خواننده دهه پنجاهی شد با موهای بلند و سبیل، و در «سگ‌بند» نقشی کاملاً متفاوت را تجربه کرد.

راز موفقیتش در تناقضی شیرین نهفته است: چهره‌ای ذاتاً جدی که در بستر کمدی، دیوانه‌کننده خنده‌دار می‌شود. او با ابروهایش حرف می‌زند، با قدش می‌خنداند، و با سکوتش تماشاگر را میخکوب می‌کند.

زخم‌هایی که کهنه نمی‌شوند

در برنامه «خندوانه»، رو به دوربین گفت: «۲ ساله بودم که مادرم رفت.» سال‌های کودکی را در بیمارستان کنار پدرش گذراند. این زخم قدیمی هنوز التیام نیافته. در همان برنامه، از مادرش حرف زد؛ نه با خشم، که با حسرت. پوزش خواست. شاید از اینکه روزگار چنان رقم خورد که در قاب تلویزیون از مادری بگوید که یادش نمی‌آید.

او هنوز مجرد است و خودش را برای ازدواج «نابالغ» می‌داند. می‌گوید: «فرزند طلاقم، زنانگی در زندگی‌ام جاری نبوده. نمی‌دانم زندگی مشترک یعنی چه.»

از داستان عاشقانه عجیب تا کلانتری

یک بار عاشق شد؛ آن‌هم به سبک نوجوانی‌های دهه شصتی. دو خواهر دوقلو سوار بر اتوبوس مدرسه، یکی به او لبخند می‌زد و دیگری می‌گفت «دهنتو ببند!» قصه اما به کلانتری کشید؛ وقتی یکی از آنها راننده را صدا زد که «این پسر مزاحم ما شده!» ماجرای خنده‌داری که افشاری هنوز با آبوتاب تعریفش می‌کند.

آینده از آنِ اوست

«زنده‌شور» تازه‌ترین برگ کارنامه‌اش است؛ جایی که برای اولین بار کتوشلوار قضایی پوشیده و نقش معاون دادستانی را بازی کرده که در آستانه اجرای حکم اعدام پنج محکوم، دچار طوفان وجدان می‌شود. این چرخش ۱۸۰ درجه از کمدی به تریلر روانشناختی، جنجالی‌ترین خبر این روزهای سینمای ایران است.

بهرام افشاری ۳۸ ساله است. هنوز برای مادرش پیام می‌فرستد. هنوز استقلالیِ متعصبی است («چرا استقلالی؟ چون باید باشم!»). هنوز از بلندی قامتش برای خلق موقعیت‌های کمدی استفاده می‌کند. اما این بار، در قاب جدی «زنده‌شور»، می‌خواهد ثابت کند قامت بلندش فقط برای خنداندن نیست؛ برای ایستادن در قامت یک بازیگر تراز اول هم هست.

 

بهرام افشاری
هنرمندان

از کودکی در بیمارستان کنار پدر تا شهرت با «پایتخت»؛ بهرام افشاری ۳۸ ساله حالا با «زنده‌شور» جدی‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی می‌کند؛ ستاره‌ای که کمدی را از قامت بلندش ساخت.

پشتیبانی آنلاین