فیلم «زندهشور» با بازی متفاوت بهرام افشاری در نقش معاون دادستان، روایت پنج محکوم به اعدام در شب پایانی عمرشان است؛ اثری جنجالی در فجر ۴۴ درباره بخشش، وجدان و سیستم قضایی.
یک چرخش ۱۸۰ درجهای در کارنامه بهرام افشاری؛ «زندهشور» و روایتی جنجالی از آخرین شب محکومان
سینمای اجتماعی این بار با «زندهشور» نفسگیر میشود؛ ستاره کمدیها در نقش یک قاضی تراژیک
جشنواره فیلم فجر ۴۴ میزبان فیلمی است که پیش از نمایش عمومی، به یکی از پربحثترین آثار دوره خود تبدیل شده. «زندهشور»، ساخته کاظم دانشی، کارگردان صاحبسبک در سینمای دادگاهی، این بار مخاطب را به دل آخرین ساعات زندگی پنج نفری میبرد که محکوم به اعدام شدهاند.
اما آنچه این فیلم را از دو اثر قبلی دانشی («علفزار» و «بیبدن») متمایز کرده، نه فقط ورود به حریم خطقرمز مجازات اعدام، بلکه جسارتی است که در انتخاب بازیگران به خرج داده شده است. بهرام افشاری، بازیگری که تصویرش با کمدی و نقشهای مردمپسند گره خورده، این بار با ظاهری جدی، خشک و درونگرا ظاهر شده؛ یک معاون دادستان که انگار در مرز میان وظیفه و وجدان دستوپا میزند.
این تغییر چهره، آنقدر غیرمنتظره و پرریسک بوده که نام فیلم را حتی پیش از رونمایی رسمی سر زبانها انداخته است. کنار او، شبنم مقدمی، امیر جعفری، سارا بهرامی و حامد بهداد نقشهایی متفاوت و چندلایه را ایفا میکنند. ترکیبی که بوی یک اثر گروهی قدرتمند را میدهد.
کاظم دانشی و وسواس همیشگیاش به عدالتخانهها
کاظم دانشی در سه فیلم اخیرش به نوعی سراغ سیستم قضایی رفته؛ اما این بار نگاهش را از پروسه تحقیق و کشف جرم به ایستگاه پایانی حکم منتقل کرده است. او که خود میگوید نزدیک به ۲۰۰ صحنه اعدام را از نزدیک دیده، در «زندهشور» سراغ فرهنگ بخشش رفته؛ نه برای سیاهنمایی، بلکه برای روایت زخمی که بر جان مجری حکم هم میماند.
ساختار فیلم، ذاتی پرتعلیق و ضدسیستمی دارد؛ حتی اگر دانشی چنین قصدی نداشته باشد. تلاش یک مقام قضایی برای نجات محکومان در ساعات پایانی، فرمولی آشنا اما مؤثر برای خلق درام است. اما آیا فیلم از پس حفظ این کشش برمیآید؟
بازی بزرگی به نام بهرام افشاری
بیاغراق، پرفروشترین سوژه رسانهای «زندهشور»، خود افشاری است. او که سالها در قالب بهتاش «پایتخت» یا نقشهای مشابه جا خوش کرده بود، حالا راهی جادهای خاکی و ناهموار شده. موفقیت در این نقش میتواند هویت تازهای برایش بسازد و دروازه نقشهای جدی و مکاشفهگونه را به رویش بگشاید. شکست در این آزمون اما ممکن است او را بیشتر در دایره امن کمدی محبوس کند.
در این میان، بازیگران مکمل نیز در موقعیتی مشابه قرار دارند؛ شبنم مقدمی و امیر جعفری در نقشهایی که احتمالاً تاریک و پرکشمکش است، وظیفه سنگینی در باورپذیر کردن جهان فیلم بر دوش دارند.

روی لبه تیغ؛ از جشنواره تا اکران عمومی
«زندهشور» بیش از آنکه یک فیلم باشد، یک آزمایش بزرگ است. آزمایشی برای:
-
مرزهای تابوی موضوعی در سینمای ایران
-
میزان انعطاف مخاطب عام برای پذیرش چهره جدی یک بازیگر کمدی
-
توانایی دانشی در فرار از دام تکرار و شعارزدگی
برخی منتقدانی که نسخه اولیه را دیدهاند، از افت ریتم در میانههای فیلم و غلبه دیالوگهای سنگین اخلاقی بر جریان تصویری داستان گفتهاند. با این حال، تیم فنی کار (فیلمبرداری پارسا مجد و موسیقی کارن همایونفر) از کیفیت بالایی برخوردار است و میتواند مخاطب را با فضا همراه کند.
در نهایت، «زندهشور» فقط یک فیلم جشنوارهای نیست؛ پروندهای است که این روزها در محافل سینمایی و حتی رسانههای عمومی ورق میخورد. نتیجه آن، چه در گیشه و چه در نقدها، میتواند بر جریان فیلمسازی اجتماعی سالهای آینده ایران تأثیر بگذارد.
در چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، بهرام افشاری برای بازی در فیلم «زنده شور» ، برنده سیمرغ بلورین شد.